عناوین الاحکام؛ ترجمه وشرح متن لمعه - ذهنی تهرانی، سید محمد جواد - الصفحة ٣٥٧ - چهارم قوه شامه
ترجمه:
فرع
در اثبات ذهاب بصر شهادت يك مرد و دو زن كفايت مىكند بشرطى كه ذهاب و ازاله بينائى از روى عمد نباشد.
و در صورتى كه شهود معدوم باشند بر مجنى عليه لازم است كه مبادرت بر قسامه نمايد مشروط به اينكه چشم ثابت بوده و در نيامده باشد.
فرع
اگر مجنى عليه ادّعاء نمود كه نور يكى از دو چشمش كم شده آن را به ديگرى قياس مىنمايند.
فرع
اگر مجنى عليه ادّعاء كند كه نور هردو چشمش ناقص و كم شده چشمانش را با چشمان را با چشمان كسانى كه هم سنّ او هستند مورد آزمايش قرار مىدهيم به اين نحو كه شخص هم سال او را كنار وى نشانده و مكلفش مىكنيم بشئى كه در نهايت شعاع ديدش مىباشد بنگرد و اين عمل را نسبت به جهات چهارگانه تكرار مىكنيم سپس همين فرمان را به مجنى عليه داده و سپس ملاحظه مىكنيم اگر مسافتهاى اشياء با اين دو نفر مساوى بودند وى را تصديق نموده و در غير اين صورت تكذيبش مىكنيم. [١]
چهارم: قوّه شامّه
اگر كسى قوّه شامّه ديگرى را باطل نمود تمام ديه را بايد بپردازد.
و اگر ادّعاء كند كه اين قوّه را جانى باطل نموده او را با بوهاى خوش و متعفّن آزمايش مىكنند و اگر واقع معلوم نشد وى را موظف به تمسّك به قسامه مىكنند.
و در روايت آمده كه حراق (آتشدان) را به وى نزديك مىنمايند پس اگر از چشمهايش اشك ريخت و بينى خود را عقب كشيد معلوم مىشود كاذب بوده و در غير اين صورت صادق است.
[١] نحوه امتحان در اين صورت باين است كه شخصى را كه با وى هم سن است در كنار او قرار داده و وى را مكلّف مىكنند به شيئى نظر كند و آن شيئى را تا بجائى عقب مىبرند كه ديگر قدرت ديد اوبه آن نرسيده و وى را در ديدن يارى نكند و سپس آن نقطه را علامت مىگذارند و پس از آن مجنى عليه را موظف به نظر كردن مىكنند تا جائى كه نور چشمش به آن شيئى نرسد و آن نقطه را علامت گذارده و سپس تفاوت و نسبت بين دو مسافت را مىسنجند و بعد به همان نسبت جانى را موظّف به ديه مىكنند. البته براى صدق گفتار و احراز تفاوت واقعى بين دو مسافت آزمايش مزبور را از چهار جهت تكرار مىكنند لذا اگر از هر چهار طرف تفاوت بين دو مسافت مساوى و يكسان بود مجنى عليه را بايد تصديق نمود و در غير اين صورت تكذيبش نموده و جانى را نمىتوان مكلّف به پرداخت ديه نمود بلكه وى را قسم مىدهند به اينكه نقصانى بر مجنى عليه وارد نكرده مشروط به اينكه مجنى عليه ادّعاى نقصان نموده و وى منكر آن باشد.
و امّا اگر در قبال ادّعاى او وى اظهار عدم اطّلاع كرده و بگويد من از حدوث نقصان خبرى ندارم قسم نيز به وى متوجّه نمىگردد.